مثلا الان چندین وقت هست که ساعت ۶ صنح به قبل((درست گفتم؟)) خوابم نمیره!!
مثلا الان خودمو کشتم برم بخوابم هی اینور هی اونور هی دمر.... انگشت تو دهن..
کله زیر بالشت.. دست تو شورت... شلوار رو کله.. اما نشد که نشد..
گفتم بیام پناه ببرم به این اتاق خلوتم. چندتا حرف بگم..یوخده خالی شم...این ساعت هم تند تر وو تندتر بگذره...
حالا که اومدم بگذار جند تا میگم هم بگم...
میگم حال میده آدم تو وبلاگش هی ادای آدم های خشن و سر سخت و روشنفکر و از این ترییپ ها بگیره بعد صبحها تو خونه و تو کوچه هی تو سری بخوره!
میگم چرا آدم هرچی عجیبتر و مرموز تر بود طرفداراش میرن بالا..حالا وتی که با همین آدم مرموز چند تا تریپ گذاشتی هی بهش میگی چرا روراست نیستی و چرا اینجوری هستی؟؟
میگم اگه بهتون بگم من هر وقت تو خونه پیتزا میگیریم با شیر می خورم حالتون بد که نمیشه؟!
میگم اگه یکی بهتون بگه که هنوز توی سن. ..سنه!! ا.من چند سالم بود؟!
(اها)توی ۲۲ سالگی از تاریکی وحشت داره... چی کار میکنید!! شبها بغلش میکنید میخوابید!!![]()
یا مسخرش میکنید.
میگم چرا همه میگن بیاین همدیگرو دوست داشته باشیم و احترام و از اینها..اما خودشون اولین نفر توی صف دشمن جلوت وای میستن!!
میگم بابا مامان هم گناه دارن ها....... هر وقت که اعصابمون خورده همه چیه این زندگی کوفتی تخسیر اوناست اما تا حالمون توپه هو اینور اونوریم بابا مامان تو ه رو مبل نیشستن و درو دیوار و حالا با کمی خوش شانسی دارن مثلا سریال های آموزنده نیگاه میکنن!!
اینو گفتم اما دوباره میگم... خوش به حال ما ها که خیلی میفهمیم و همه یک جورین!!
راستی چرا فکر میکنیم (ببخشید)فکر میکنم که هرکسی که یک جوری حرفشو بپیچونه هو یا اهنگین حرف بزنه خیلی علامه است....
میگم بی خابی چقدر بده..
میگم چرا اینقدر حرف زدم.
میگم کاشکی سر درد داشتم لا اقل یکمی قر میزدم به این ور اونور
میگم قول میدم فردا دیگه وب ننویسم.
میگم من چرا اینقدر ------------------------->> قلتاملاییدارم! ((اگه گفتی چی گفتم)).
فقط همین.



وسلام..
اصلا نمیدونم چرا اینقدر قاطی کردم که نشستم تو خونه هو هی بر..بر... وبلاگ آپدیت میکنم ..اون هم یک مشت شر و ور...
قبلا سالی یک بار می اومدیم ..کلی هم حال میکردیم... خلاصه ما خریم دیگه...
....
میگم نمیدونم چرا این جوری شده.... چرا حجب و حیا فقط توی مسائل سکسی و زیر پتویی خلاصه شده؟؟
امروز تو خیابون یک یارووی دیدم پشت براوو با ۴تا بچه.. حالا بچه دزد بود..یا بچه های خودش بودن و نمیدونم اما..
گفتم نمیدونم والا این رووزا کاندوم گرون شده... یا زایمان آسون و ارزون.......یا شاید هم شهوت ها رفته بالا که اصلا آدم حواسش نیست داره چیکار میکنه٬٬!
یکی نیست بگه بابا کره زمین ترکید.... حالا کره زمین و من وو حقوق بشر و این مزخرفات کنار
بابا برادرم... تو نون داری خودت بخوری..........................بیچاره مـــــا بچه ها..
آدم وقتی یک نگاه به مو بایلش بکنه می فهمه چدر تنهاست..حتی کسایی که بهشون خیلی علاقه داری و همش به فکرشونی ..بعضی مواقع فراموشت میکنن.
خوش به حالم که فروختم موبایلمو....................تا مثلا راحتشم از خیای چیزا..
اما الان دلم تنگ شده واسه اس ام اس بازی و بلوتوث.......
شاید رفتم دوباره یکی خریدم......
امروز صبح تازه سر دردم بهتر شد و جاش سوزش چشم اومد.. تو اینه که خودمو دیدم دیدم اوووو چقدر داغونم.. اما خیلی حال کردم.. تا عصر همین جوری الکی گذشت...تا بابام تصمیم گرفت مفید بشه و خواست منهم تو ثوابش شریک
گفت اشکان بی زحمت اون تلویزیونه اتاقتو با ریستیور و بیار ..بریم دیشهای همه رو تنظیم کنیم(یک بار ب هیکی گفتم مفیدم...گفت حتمی ریستیور آپ دیت میکنی
)
من هم از بس گلم گفتم اره حالم خوبه.....رفتیم سر وقت تنظیم ماهواره ها....((چیزی که ازش متنفرم))
خلاصه یک حالی اساسی دادیم به اهالی ساختمان....
اان فکر کنم جام وسط بهشت یا جهنم باشه..کجاشو نمیدونم اما هر جا که باشه صاف وسطشه...
اصلا چه عیبی داره که همش تو خونه..رو تختت دراز به دراز باشی ........
اصلا چه عیبی داره که تمام سریال های تلویزیون و نگاه کنی..
کمک مامان ظرف شستن جرمه آخه! تو راه پله دختر همسایه رو دیدن و سرپایین انداختن که گناه نیست؟! تو ماشین جای ۲-۳ تا داف ..ژسر خالت عقب باشه که خنده نداره!؟.........
..حا لا هر چی هم که بگم می دونم هیچ فایده نداره....
---------------------------------------------------------------------------------
چند روز پیش داشتم از خیابون رد میشدم...
یکی از اینور داد زد وای بر ما......
یکی دیگه از اون ورر گفت چرا ما .....وای به خودت.
خواستم برم جداشون کنم اما..
از بس قیافه هاشون خشن بود ترسیدم ...دوییدم تو خونه و در و بستم....
گفتم به من چه بگذار اینقدر ار بزنن تا بمیرن..
اما دعواشون شد.. هر کودوم ۱۰۰۰۰۰۰۰تا نوچه درست کردن واسه خودشونو...
الان جنگ سختی در حوالی ما در وقوعه...
خوش به حال هممون که خیلی میفهمیم......
خوش به حال هممون آخه ما آخرشیم......
خوش به حال هممون که یک جوری ادعامون کون خر رو پاره کرده...
خوش به حال اون راننده تاکسی هایی که دکترای سیاست دارن .. خیلی از این چیزا سر در میارن.
یک جوری حرف میزنن که نگو نپرس......اگه اونها درست میگنن..پس چرا پشت پیکان نشستن...
اگه ما خیلی می فهمیم ..پس چرا هنوز اینجاییم.....اگه اینجا بده....پس چرا هنوز نشستیم..
چی گفتم بابا..((فقط خوش به حالمون چون ما خیلی میفهمیم)..
(((وای به بدبختهایی که مثل من میگرن ترکوندتشونن.....شد ۳رووز که سر درد دارم....من مردم.)))
حاله یک آدمی رو دارم که بخواد با کله بره تو دیوار((تصمیم قطعی هم گرفته واسه این کارش))
اما کجا؟؟ وسط یک دشت بزرگ و تهی از دیوار.........................
.........................................i need wall.........................................
عجب بابا.. حالی دارم بس تخمی....
اول از همه متنفرف از هر چی پسره((نه همشون نه)) از ۹۷٪ سووش
بعد خاک تو سر هرچی دختره...... اونهایی که خیلی تخمی راحت پا میدن....
...........................واقعا بعضی از آدمها معنی انسان و از بین بردن..................
یکی نیست بگه بشین سر جات بابا..............تو چی میفهمی اینا چی میگن..........
.............
یکی یک آینه بده به من تا توش خوب خدمو ببینم........ شاید من هم ..
اگه اتفاقی بزنی زیر قلیون...
اگه بری یک قلیون دیگه بیاری یادت بره ذغال بگذاری روش..
اگه بری ذغال بیاری بعد موقع نشستن دوباره بریزیش..
بعد با فحش و دعوا یکی دیگه بره بیاره..
بعد بگی حاجی بشمار ببین چقدر میرم..
بعد بگه ۱------۲--------اوه ..ااهوم..اوواق..بزنی زیر سرفه... دیگه میری قلیون بکشی..
اصلا دیگه از دوستات فرار می کنی؟؟اصلا روت میشه تو صورتم نگاه کنی!!
هوی با توام سرتو بالا کن تو چشام نگاه کن ببینم.. مگه صد دفع نگفتم جلوی بزرگتر پاتو دراز نکن!!
...................جو گرفتم..
رابطه هستی و عشق ....
......عشق و سکس....
............سکس و هنر ........
..............هنر و خودم..........
.............خودم...........
اما....
هیچوقت نمی تونم شخصیت هایی که تو فیلم ها به خاطر .....نجات نسل بشری از پیمان بستن با شیطان خود داری می کنن و بدتر خودشونو می کن درک کنم .. اخه مگه خودکشی دروازه جهنم نیست؟
.
دوست دارم بشینم جلوی یک تلوزیون ۲۰۰ اینچ .. روی یک صندلی راحتی یک نفره ...توی یک اتاق خلوت وسفید (آخه از تاریکی میترسم)..بعد هی گر و گر فیلم ببینم.....
اما.....
هیچوقت نمی تونم از یک دست بازی ((رک...یا...تخته...یا فوتبال پلی ۲))اون هم از نوع شرطیش بگزرم تمام بند بند بدنم به جلو فرام میخونه ..
.
دلم میخواد خیلی مفید باشم اما هیچوقت به جز یک مشت خزء ولات و آراجیف چیزی توی ذهنم نیست
شاید چرت و پرت گفتن خیلی مفی باشه ((((لطفا تایید کنید تا بچه رو دلش نمونه)))
اقا کی میگه همهچیز با بسمه الله شروع شد....!!! من میگم همه چیز با..!! ((س)شروع شد.
سکس>>سلام>>محبت>>توقع>>عدالت>>توهین>>نمکدونشکستن>>-نامردی>>یگانهـ پرستی>>>یاس فلسفی>>یورش به عتقادات>>تمسخر>>راضی شدن به هیچ>>چرت پرت گفتن>>نیاز به اثبات>>ترحم>>مرگ.....گائیده شدن.
اه.اه..
آدم هم اینقدر شر و ور بگه.......نوبر والا.....
ولی همین جوری که من این همه چیز و با کلی فکر به هم ربط دادم .. و از نبوغ خودم استفاده کردم..
فکر کنی یکی شاید میلیارد ها سال نوری قبل ((این کار. کرده باشه ..)) ماهم به همشون اعتقاد داشته باشیم.
.......................................................................
............................
همه می گن ...می خواد خودشو جلوی فلانی باحال نشون بده
همه میگن ... مست خورده عرق کرده..
همه میگن ..اااه عجب آدمیه چقدر پر روو
همه میگن ..اه چقدر جواته....
همه میگن ..لابد دوست دخترش اینجاست می خواد جلوش چسکی بیاد
اما اونهایی که بیشتر منو میشناسن نظراتشون کارشناسانه تره..
یارو میگه ....اونجارو دوباره اشکان جو گیر شد ..این اینجوریه
یارو میگه ...اشکان و اشکان و حتمی دوباره شرط بندی کرده با کسی....
یارو میگه ....اینو ..اشکان پاشده وسط ..صد در صد بعدا میگه چیز خورم کرده بودن
یارو میگه ... دوباره مثل ژار سال حنمی میخواد شاباش جمع کن
...اما.........................
هیچکی نمی گه که شاید یکی با کلتش از اون پشت منو هد گرفته و گفته یا میری وسط یا ...
.................................................
اصلا بد ترین چیز این نگاه های آشناست ..با اون لبخند یک وری...
که انگار میگن ..برو ..لاشی... من میشناسمت ..یک جوری نگات میکنن انگار تا ته تو می دونن..
انگار که تو فقط خلاصه شدی تو صورتت..وزنت..قدت..موهات ..و..بدتر از همه و بدتر تو لباسات.
آدم حتمی باید تلخ باشه تا همه بفهمن که .......
....ااا. الان دیگه جمعست..
شب قدر هست..
الان که دارام مینویسم شاید بعضی هاتون خواب باشید..
بعضی هاتون از مراسم احیا میرید خونتون...
بعضی هاتون نشستید بلویزیون دیدید و تحت تاثیر قرار گرفتید چند قطره اشکی هم .....
بعضی دیگه هم پای ماهواره..
من هم نشستم ۲ تا فیلم دیدم بعدش هم الان دارم جاتون خالی زرشک پلو هروو میزنم...
حالی به حولی...............................................
نمی دونم فرقی بین ماها همه باهم حاصل می شه یا نه!!
می دونی چرا
اخه من هم خیلی وقت پیش ها اون موقع که خیلی هاتون آتاری داشتید هی میزدم تو سر خودم این شبها هو هی دستام بالا بود...
اما الان جز جند تا زخم کهنه رو سرم و یک کمی هم ...............وحال کنونیم چیزی برام نمونده...
حالا که نگاه می کنم به یادداشتهای قدیمی دقیقا یک یادداشت دارم مال شب قدر ۹ سال پیش
وقتی که خوندمش ای خندیدم.... اما دروغ چرا..نه..نخندیدم گریه کردم .... نه به حاله خودم .. نمی دونم فقط یک جوری شدم.........
یادتون باشه آروم بزنید تو سرتون چون جاش می مونه .......
یا شاید هم بهتر باشه محکم بزنید تا جاش یادتون بمونه هو ....
راستی شب قدر ................این فرشته ها کجان من بد جوری تو کفم....![]()
می پیچم..
گرفتار؟!! هستم؟ یا............................. نیستم؟؟
اصلا گرفتاری چیه؟
چرا خیلی ها اسرار دارن بگن که ما گرفتاریم؟!
اصلا این گرفتاری نشونه چیه؟
این واقعان واسم سئواله؟؟؟؟؟؟؟
..............................................................................چین و واچین
سرم درد نمیکنه!! اما گرمه . شاید به خاطره خونه که توش زیاد جریان داره اگه بکوبمش یک جا خوب بشه
می پیچم دور خودم یک جایی پیدا کنم سرمو بکونم توش ......می دونم نباید هر سوراخی که می بینم هول بشم و فروکنم توش کلم و ..اما ...........خوب شاید میخوام قایم بشم ...شاید هم ...
قد قد قد قد قد قد قد قد .................یاد مخمل افتادم ..... همون گل باقالی خانوم ..
می گم اگه یک پیشناهادی بدین و یک ادعای کنین ..نمی ترسین کم نیارین؟؟
اصلا به کم اوردن فکر می کنین؟؟؟ )من که دارم میکنم ...((۲رووز دیگه همه چی معلوم میشه ... اگه خواستین دعا کنید )))))