که سه تا خوک بودن و گرگ میخواست بخورتشون هر کودومشون یک خونه میسازن...
همون جریان فوت و کاه و اجر...از اینا.
اما حالا ..یکی خونشو با کاه میسازه آرزو هاش و با گوز.
یکی خونشو با چوب میسازه ارزوهاشو با کاه.
یکی خونشو با سنگ میسازه ارزوهاشو با چوب.
یکی هم پیدا میشه که حتما خونش آهنی باشه!! ارزویی هم اگه داشته باشه.....
اما اونی که خونش و با دروغ میسازه!!!ارزوهاشو با توهم...
اونی که گم میشه تو دروغ هایی که گفته و باورشون میکنه....
اونی که همه رو دروغگو میبینه!!!
اونی که اینجوریه الان داره چیکار میکنه؟!
-------------------------------------
یک معادله ایی رو همین ۳-۴ ساعت پیش کشف کردم
(((((((((((((آدم هرچی بیشتر کونش به سوزه بیشتر زیراب میزنه و افه دوستی میاد)))))))))))))))))
اگه تو هم اینو می دونستی!! پس من حسابی عقبم
یک چیز دیگه هم اینکه:
ندیدم کسی رو بیشتر از خودمون که پشت همه حرف بزنن.ادای روشنفکر را رو در بیارن.راز های بقیه رو جار بزنن.پشت هم کسشر بگن ..و آخرش هم ۲قرت و نیمشون باقی باشه و توقع ها هم .... .
خوش به حاله اونایی که با خودشون کنار اومدن....
منکه نیومدم.
--
باید اونقدر مغرور بشم... که وقتی با مخ خوردم زمیت نگم اخ.
آقا دیدی بعضی وقتها می خوای بخوابی نمی تونی..
حالا من حدود یک ماهیست که شبها نمیتونم بخوابم حدود ساعت ۶:۰۰ و اونورا میخوابم...
حالا فکر کن...
ساعت ۱ یک شب بارونی تو توی رختخواب دراز کشیدی و احساس کنی که چشمات سنگین شده..
((ایول))..
بعد حدود ساعت ۱:۱۰ همون شب بارونی در حالی که رعد و برق نمیاد ت. احساس کنی که خوابیدی...
(((هورا))
.
.
.
خووووووووووووووررررررررررررررررررررررررررررررررر...پف...
..درینگگگگگ...................خووووررر
..دیرینگگوودیرینگگ................دیرینگ دیرینگ......دیرینگ وو دیرینگ وودیرینگ دیرینگ..
خوور..دیرینگووو!!
...
علو..((ساعت ۲:۳۰)) ها!!
سلام..
ها؟ تو؟ ..
منم چیکار میکردی اشکان؟
ها!! خواب بودم.
آ..پس بخواب.. خدافض.. تلق.
![]()
![]()
![]()
![]()
اگه گفتی چی شد!!!-----------------نخوابیدم دیگه.
(((تازه بارون هم نمی اومد.. دروغ گفتم)))
اونی که تو وبلاگش هی میگه! اری در احوالاته ما بی قوله ای هر چند نحیف آرامیده است که اندر دلش دارد هوایی از یاری........ خودش اینجوریه!!!!!
یک بار توی یک فیلم یک نویسنده ای گفت :
از کجا میدونی که من ادیبانه ترین شعرماو وجمله همو سر توالت نگفتم!!!! که تو اینقدر بهشون اطمینان داری ومقدس میدونیشون...))حالا اگه اینو نگفت منظورش همین بود!
-------------------------------------------------------------
حالا......
--------------------
به قول موسیو از بس همه از عاشقی گفتن حالا من که میخوام بگم حالم به هم میخوره و جواد بازی میشه!!
اما من اصلا جواد......................................
میگم هر کسی که بهم میگه اشکانی عاشق شدم..نمی دونم چرا بهش نمیگم ایول...بهش نمیگم موفق باشی... بهش میگم هنوز کلی راه باید بری..به میگم..جوجه رو آخر پاییز میشمارن..بهش میگم عمرا...................................تقصیر منه؟!!!--یا تقصیر ما!!
عصر اومد بیام تو وبلاگم دیدم فیلتر شده!!گفتم همه بچه ها پر؟؟همه بلاگ ها هم پر!!!
گفتم ترو خدا کجایی؟؟ بیا بالا!!! یک سری به بلاگفا بزن!! یک سر هم به وبلاگه ما!!
گفت خیالت راحت همه چی حله!!!
الان اومد دیدم راست میگفت!
دمت گرم..دمش گرم.دمم گرم د ممون گرم.
.
.
.
حالا من خرررررررررررررررررررررررررر.
همینجوری که داشتم توی یک دشت وسیع میرفتم،تا اون دور دستم هم یک آدم نبود((ببخشید خر))
دلم لک زده بود یک خر ببینم..کلی خر کیف شم.
همینجوری که داشتم علف میخوردم. یک سگ از بغلم رد شد.............خیلی ازش خوشم اومد..
.
.
اصلا من سگ.
اول سگ رو تحویل گرفتم. یک چند شبی با سگ این ور اون ور رفتیم..گفتم بگذار بهش محل سگ هم نگذارم شاید روابطمون تحکیم بشه.اما اون هم بهم محل نداد فکر کرد خوشم نمیاد ازش.راشو کشید رفت...
هنوز شبا صدای او او شو میشنوم..................اما چون خرم و حس بویای سگارو ندارم هیچ غلطی نمیتونم بکنم.
البته یک بار یک گاوی بهم گفت تو که اسبی چیکار سگا داری..من این حرفشو گذاشتم پای گاویش.
توی آب هم که نگاه میکنم ۲تا گوش دارم...یک دماغ.....دوتا چشم......یک دهن........شبیه تو.
تو آدمی؟!!!! اره من آدمم....!!!! ایول پس برو حال کن.... نه بابا حال کو....
یک هو به خودم آومدم.
توی یک سالن بزرگ......هزار تا آدم...همه توی یک جشن...توی تاریکی و وحشت
همه میرقصیدن................همه لخت...........همه چشما بسته!
نمی دونستم باید چیکار کنم........نگاه شهوت آمیزم و روی بدنها ادامه بدم و ار موقعیت استفاده کنم.یا برم همه رو به خودشون بیارم. یا اصلا با دوتا دستم جلوی خودمو بگیرم.
توی اون محیط که معلوم نبود کجاست چشم تا کار میکرد آدم بود که لخت مثل کرم میلولید تو هم..
نمی دونستم باید چیکار کنم. به همون سرعتی که به خودم آومده بودم و چشم بندمو باز کرده بودم..خم شدم و چشم بندم و برداشتم.تا دیگه چشمام کار نکنه..
چشمامو بستم.
دستا به هوا....با بقیه رقصیدم...............رقصیدم..
نمی دونستم!کسی هم مثل من بود تا با چشمهای باز ه بسته برقصه.......اگه بود پس چرا خودشو نشون نمیداد؟(یاد خودم افتادم که!!)
رقصیدم...رقصیدم.....................تــــــــــــــــــــــــــــــا فراموش شد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سالروز تولد علامه دهر...سلطان اندیشمندان و متفکرین خدای تمام گیم باز ها یگانه منجی عالم سینمای ایران..هزار و سیصدو شصت و چهارمین اختر تابناک آسمان حماقت و صداقت(((((((((خودم))))به خودم .نمیدونم تبریک یا تسلیت.
تنها جایی که آروم میگیرم توی گوشی های ام پی تری پلیره ..
میشینم یک گوشه نگاتون میکنم هی رد میشین و هی رد میشین........اما اگه یکی تون ۱۰۰بار از جلوم رد بشه اصلا نمی فهمم..
تو خیابون بعد از تعداد قدمهام چیزی که مهم کسایین که ار کنارم رد شدن .
سعی میکنم همیشه بخندم و بخندونم.اما واقعا تلخم.
تیم محبوبم قرمز.خونم قرمز تر از قرمزه.میوه مورد علاقم قرمزه.لباس قشتگم قرمزه.شورتی که الان پام قرمزه .اما رنگی که ازش متنفرم قرمزه.
نمی دونم چرا اینقدر تیکه تیکه دارم حذف میزنم..انگار دارم لقمه رو می پیچونم دور کلم ..نمیچسبه حرفام به خودم.. خسته نیستم..اما موندم..موندم که تا کجا باید پیاده برم.
اصلا به تمام معنی برام مهم نیست تو چی فکر میکنی. بابام چی میخواد..مامانم چی میگه..اگه اینکار وکنم لانی اونجوری میشه ..............ولی برای تک تکتون احترام قائلم.
از آدمهای سیگاری خوشم میاد.اما از اونهایی که بعد از سیگار عطر و خالی میکنن ر وخودشون متنفرم.
بهترین دوستم کسیه که منو به یک ته استکانی دعوت کنه!
بدتزین دوستم کسیه که منو به خاطره هیچ بپیچونه(گرچه مهم نیست)
اما نه!! بدترین دوست کسیه که الان نشست اینجا داره تایپ میکنه !! توی لباسام..روی صندلیم...توی وجودم. اگه قوی ترین دستگاهای ساکشن هم بیارن نمیتونن از بدنم خارجش کنن!!
بهترین راهم واسه رسیدن به خونه دربست گرفتن ...اما عاشق پیاده رویم.
بهترین فصلم فصلیه که بارون بزنه!! نه به خاطر بارونش به خاطر اینکه کاپشن میپوشی و مهم نیست لباس زیریت چیه!!
دلم تنگشده!!!نه برای بازی های کودکانه-نه برای غوغای مدرسه-نه برای مثلا زرنگی های بچه گانه - نه برای دوستای قدیمی- نه برای خاطرات گذشته -نه برای مسافرت ها -نه برای هوای خنک-نه برای برف-نه برای بارون-نه برای اون- نه برای تو - نه برای دردسر نه برای آرامش فقط دلم تنگ شده...
اگه هیچ وقت هیچ گلی رو نکندم و بو نکردم به خاطر این نبود که از گل بدم میاد یا از زنبورش میترسیدم یا نهایت غرور: هیچ گلی استحقاق منو نداشته!!!
به خاطره اینکه انگشتام از بس زخمی شده از تیغ میترسه!!!و خودم و خیلی کمتر از گل میدونم وترسیدم که گل خراب بشه!!
اگه دستم از دستت فرا میکنه میترسم از عرق دستم بدت بیاد.
اگه چشم چشتو نگاه نمیکنه میترسم نخواستن و توش ببینه!
اگه..
اگه..
اگه...
این منم که پیرهن هام همه دزدیه! کفشام همه کفش سوراخ..جوراب هام همه کثیف.
اینهار ومیگم نه واسه اینکه مهمه ..میگم چون یک روز باید میگفتم تا وقتی که اون روز رسید..بتونم هنوز سرمو پایین نگه دارم.
به تصاویر زیر زیر خیلی دقت کنید و اختلاف هارو بیابید((((اینقدر نگید شبییه هم هستند نه نیستند دقت کنید))
برنده ...بازندست..بازنده بدبخته.....فقط من وعشقه که آخرشم.
![]()

* بي مصرف ترين روزها روزي است که در آن نخنديده باشيد . ( چارلز فيلد )
بگذار بچه دلش خوش شه یکمی بخنده!!!!!!
یک بابایی داشت تو خیابون راه میرفت و واسه بغل دستیش هی خالی میبست بعد یک کلاغ رید روش به هر دری زد تا این لکه ننگ و پاک کنه اما نشد به خاطر همین رفت کله بدنشو رنگ انه کلاغ کرد بعد هر جا هم که رفت به اسم آدم ان کلاغی معروف شد ..دید شهرت خوبه رفت خواننده شد...دید پول بهتره رفت هنرمند شد...دید هیچی نمیفهمه رفت زیر درخت نشست و سیب افتاد رو سرش بعد یاد انه کلاغه افتاد و گغت یعنی الان برم خودمو قرمز کنم...گفت بیخیال و جاذبه رو دفع کرد و معتاد شد. آخرش هم که یک گوشه نشسته بود میخواست سیگارشو روشن کنه اشتباهی از جیبش دینامیت در میاره و روشن میکنه و بننگ.............اما این اخرش نبود..میره هوا و بنگ مثل نزولات آسمونی توی جزیره هولونولو پایین میاد از شانس بدش()خوبش) صاف میافته روی جنیفر لوپز.... بعد میگیرنش به جرم تجاوز به جنبفر لوپز میندازنش زندان و تازه قرامت هم ازش میگیرن که زورو میاد نجاتش میده بعد رابینهود میدزدتش و تیکه تیکش میکنه و بین بدبختها تقسیمش میکنه ..استخونش توی گلوی یک کودک سیه پوست گیر میکنه و میمیره..یونیسف به خاطر حقوق بشر خانوادشو تیر باران میکنن و به خاطر حرکت نژاد پرستی فدراسیون فوتبالشون لیگ و تعطیل میکنه!اما عید میشه و میبخشتوشون تعطیلی رو لغو می کنه بعد از یک جایی ندا میاد که ...هوی احمق عیده!! و باید تعطیل کرد فدراسیون هم میگه !! نه بابا!! اون ندا هه میگه اره واسه همین ۴ روز تعطیل میشه و همه چی خر تو خر بعضی ها میگن ....... بعضی های دیگه هم میگن ....... اما کسی نگفت که چرا پلنگ صورتی دودول نداشت.
---------------------------------------------------خاطره یک روز کمی گرم با سردی مطبوع من!
وای که چقدر خندیدم... یخ کنی..................کلمن.
خواب دیدم کلم باد کرده از بس چیز میدونم..
تصمیم گرفتم چیزای توی سرمو به یک چیز دیگه انتقال بدم تا کلم نترکه!
هر چی هی اینور اونور و گشتم هیچی نبود..
آخرش یک بادکنک پیدا کردم..
هی توش گفتم و گفتم ..........گفتم و گفتم ..کله من کوچیک شد و بادکنک بزرگ..
هی//هی//هی.. تا اخرش وقتی تمام معلوماتم ریخت توی بادکنک..ترکید..
بــــــــــــــــــــــیـــــــــــــــــــــــــگ بــــــــــــــــــــــــــنــــــــــــــــــــــــــگ..
اما وقتی ترکید غیر از هواا هیچ چیز دیگه ای تو بادکنک نبود..
خشکم زد..حدود ۱۲۹۴۵۶۰۰۱۳ساعت..بدون حرکت!!
فکرم اینقدر پوچ بود......................................!!!!!|؟؟؟؟ حتی یک کلمه بدرد بخور نبود توش؟!
----------------------------------------------------------------------!
نمیدونم عیاره پستی من چقدره؟؟؟؟؟؟؟؟؟!! که همه حاضر میشن از بالا بهم نگاه کنن..
نمی دونم چیچیم چقدره که حتی یک بچه خیلی راحت جلوت به عنوان استاد می ایسته!! بر بر نصیحت.
شاید همه این چیزها از بقیه نباشه؟؟؟ همش تخصیر خودمه!!! الان که فکر کمیکنم اره تخصیر خودمه!
تا حالا چند بار وقتی به عنوان دختر با پسرا چت کردم بعد آخرش که همه چی رو رو کردم.. و کلی فحش خوردم شاکی میشم که چرا همه اینقدر عوضی هستند؟؟(اما بیشتر از من؟؟)
فقط شاید لجنی شدم که دیگه خودم هم حالم به هم میخوره نیگاه خودم کنه.
اما یک چیز و خیلی خوب میدونم ...............اون هم اینه که نمیدون!