بابا تهاجم فرهنگی که کانال اسپایس و مولتی ویژن ها نیست..تهاجم فرهنگی یعنی اینکه تازگی ها مد شده از آقایون میپزسن چقدر تو کارا به خانوماتون کمک میکنید!!!! این یعنی چی!!! اصلا میدونی چیه!
زن به اونی میگن که وقتی مردش اخم کرد..به تته پته بیفته!! وقتی نزدیکش میشی بوی قرمه سبزی و پیاز داغ بده... وقتی که بخواد صدات کنه بگه ((اشکان خان) وقتی که از سر کار میای جوراباتو در بیاره..
مرد هر وقت از بیرون میاد تو دستش نون سنگک باشه..بوی عرقش تا ۲تا بوی پاش تا ۹ تا خونه بره..
زیر پیرنیش پاره..شلوارش راه راه...سیبیلاش بلند...شیکمش گنده...اخلاقش سگی باشه.. وقتی که خونه نیست تلفن و بکشه بزنه زیر بغل با خود ببره که مبادا....وقتی که نیست بچه هاش تخم نکنن سر جاش تکیه کنن...وقتی به پسرش میگه صورتتو نزن حرامه...پسرش سرشو بندازه پایین و بگه شچم آقا جون.
((آخ مخم))---کی فش داد!
.....یه نیگاه کرد بم. گفت برو آقا..
بعد ا یک دقیقه برگشت و با هزار منت کشی شروع کرد عذر خواهی..حتی رسوند منو تا دمه خونه!
شاید چون خیلی ناناز بازی در اوردم؟
واسه اون پیر مرده که همه بچه هاشو جمع کرد و ..باغ انگورو......گنج.......شخم.......رنج..
یا واسه اونیکی که همه رو جمع کرد و ....اتحاد و...چوب و......بشکون نشکونو.....۱۰ تا چوبو...
واسه اونا...
----
یک جا یک چیزی خودنم در باره هنر ..حالا یادم نیست چی بودا اما این بود تقریبا:
میگه که هنر اون چیزیه که وقتی دیدیش بگی ا..من هم اینو که میتونستم ..یا بلد بودم..(ولی پس چرا نکردی)!!!
دقیقا آش و لاش و جر واجر کردم جمله رو....
اخه
بدنم درده..
سرم گرمه..
دستام بنده...
......................................اما فعلا سره کاریم..........................................پیچیده میشیم.
حس یک نعلبکی رو دارم که دارن با تهش میخ میکوبن....((ابزار شدیم..برای اونهایی که فعلا چیزی دمه دستشون نیست))
میدونم الان جو گیر شدم و بعدا کلی خواهم خندید به خاطر این پست..
اما انگیزه چیزی نیست جز خودم و خودت.
تمام بدنم.... اما تونستم.
بلاخره بعد از ۱ماه فرداشب فرداشب کردن....امشب رفتم خیابون !!و دوییدم.
دوییدم و حدودی رخصیدم...اما ار بیتجربگی مسیر زیادی انتخاب کرده بودم و فکر برگشت نبودم...اما بلاخره رفتم و برگشتم....اونم تنهایی.... از بغل آدمهای زیادی هم گذشتم یکی به چشم احترام نیگام میکرد ..یکی متلک بارم کرد..یکی گفت چه ((خری))...اما خیلی خوب بود..
خوشحالم و خسته!!!!
فردا هم میرم.
.ولی جلوی خودش....
--چقدر حال میده الکی بپری بالا پایین .و برخسی.
..اما تنهایی...
چقدر حال میده وسط فیلم ترسناک برق بره....ولی تنهایی.
(((از بس که مترود شدم...(**خ*)شدم.
(ه)وس کردم برم شکار ۶۵تا یوزپلنگ ایرانی.
دبستان حالو هواش خیلی فرق داره با کله زندگی....ترس و شوق خیلی راحت کنار هم ایستادن توش.. ترس از سیاه چالی که ته ساختمونه .....ترس از مستخدم مدرسه که همه میگن سیخ داغ میکنه میذاره کف دست...ترس از دست دادن بابا مامان..عشق رفیق و بازی های جمعی......معلم و ناظمی که داستانهای باحال میگه سر صف.....قرمز شدن دست و لب با مداد قرمز....دیکته سر شب..صبح زود بیدار شدن...لیوان آب خوری.. پاکک ن دزدی ..همه و همه هر چه قدر تلخ الان خیلی شیرینن
اما با حالتریش وقته جشنی مناسبتی یا اگه ناظم خیلی توپ باشه سر زنگ تفریح میتونه اتفاق بیفته:
-
اون: سلام:
ما: ((همه از ته دل با تمام وجود)) :سلامممممممممممممممممممم
اون: ...نمیشنوم:
ما: ((جیغغغغغغغغغغغغغ)) سلامممممممممممممممممممممممممممممممم
اون:نمیشنوممممممممممممم
ما:(((خنده جیغ..اراده برای بلند ترین صدایی که در اوردیم ..سلاممممممم...
اون:اوی ..اوی... یواش بابا ... باد بردم...
همه جیغ و خنده.....
اون «سوال و ما با تمام وجود((دقیقا با تمام وجود)) جواب و داد......
--اما حیف.. الان نیست کسی که به ما سلام کنه و ما جوابشو بدیم... (نه؟) کجا میتونیم از ته دل ار بزنیم ما که بزرگ شدیم.؟
((او ناتفاق اولی که گقتم:)
رفت هبودیم برای کاری یک دبستان پسرانه ..رفتیم دفتر ((زیاد توضیح نمیدم. کلافه میشم)) دیدم ناظم ((بگذاری اینو بگم :مادر به خطای ولده زنای ..جاکش .. کونی)) یک پسره کلاس دومی یا اولی رو بلند کرده چسبونده بیخ دیوار .. داره سرش داد میزنه و بچهه از ته دل گریه و با اون صدای نازک و لرزونش :اقا ببخشید..اقا تورو خدا ببخشید..ترو خدا.... اشکاش هم روی گوناهشه..))
ناظمم که احسا قوی ترین مرد دنیا رو داشت شروع کرد به ترسوند و ...
بی خیال .. حس خوبی رو که موقع نوشتن داشتم و ازم گرفت این خاطره کوفتی.(بگذار بگم کیری تا دلم خنک شه)) سوری.
میگم پس کی نوبت ما میشه!
عجب بابایی و ااحوالی:
از تاکسی که پیاده شدم یکی از اون پشت مشتا گفت : exceuse me..sir
ٍمنم برگشتیدم عقب دیدم یک بابایی.. شروع کرد بربر اینگلیسی ور زدن من هم مثل خر نیگاش میکردم که چشم بین اون همه کلمه ایی که بلغور کرد خورد به can u speack english
گفتم :yess......sure.
دوباره شروع کرد ..ور.ور... تا دوباره یک can you give some mony شنیدم اون وسط ها..(.یعنی یک گدایه خارجی...)
موندم تو رودر واسیه اینگلیسیش و گفتم بفرما که از شانسم موبایلو دید تو دستم.. گفت:
can i use to your mobile 4 one min
گفتم :yes..
تق..تق شمارشو گرفت شروع کرد .نمیدونم هندی بود..کجایی بود(خودش گفت کشمیر)(پاکستان بود نه؟) شروع کرد خارجی صحبت کرد...۱...۲.....۵.....اوپس..خواستم بگیرم بزنمش گوشیمو نجات بدم ..دیدم حالا میگه شما ایرانی ها تروریستسدووخیلی ابلهانه جوابه tanck`s soo much my brother شو با لبخند میدادم.. گوشیمو داد..هزاریو گرفت..
رفت..نیگاه کردم دیدم ۱۶ دقیقه با یک جایی دنیا که کدش ۰۰۹۲ بوده ور زده...
باید اون رگ تروریستسم و نشونه این بابای ...میدادم.
فکر کن!!!!! اسید ریخته روت!
ولی اینقدر تحمل می کنی و خم به ابرو نمیاری.
که یک جا یک بابا یی بهت میگه: تو چی میفهمی! تو چی میدونی از دل کسی که آبجوش ریخته روش؟!
----
آدم دردشو به گور ببره و قوی باشه!!!یا بشر دو پا باشه؟!
یا نصفه بی یخیال شم.
اما حیف که بد قول ترین.
سر خط
شد که بعد از چندین ماه بعد از ظهر ها ماندیم تو خونه!
شد که از بس تنم میخواره ..تمام ناخون هام شیکست.
شد که ار بس پنج گانه کانالهای تلویزیون اذون پخش کرد ما از این ور گاز انتشار کردیم.
شد دیگه نمیخوام بگم.ش...ش....شل شد تموم بدنم از بس خنگ شدم..نمی دونم شاید تموم شدم.
خسته شدم از بس هیچیم به آدم نمیره! نه دلم تنگ میشه! نه خسته میشم! نه افسرده! نه خیلی خوشحال! نه گشنه! نه تشنه!
فقط الکی میخورم..میخوابم...میرینم..جغ میزنم...میخندم.. فقط امروز الکی شاکی شدم..بد جور شدم شاکی.. یک دونه قاط زدم از نوع خفنش.. بد بخت یارو تخم کرد.. دقیقن رید تو خودش. الان خیلی ناراح نم ..حالا من به گه خوردن افتادم ..نمی دونم چرا داره خفم میکنه این عذاب وجدان! فقط خواستم زورمو نشونش بدم .اما از بس زور زدم ..ریدم.
الان هم که نشستم پای کامپیوتر و دارم چیز مینویسم ...سرم درد میکنه!نه! دروغ چرا! هیچیم نیست! حتی عذاب وجدان هم ندارم...فقط یکم ترسیدم که نکنه من تموم شدم!!آخه پوک شده مغزم..الان هم هی میخاره کله و بدنم..اذون سرم و درد داره میاره!!!گرممه!!اما سره هوا!!!کلی چیز دیگه!! که توی ساعت ۷ داره برام اتفاق میافته!
--اما چرا ساعت ۲ ؟
(ه)یچ حوسی ندارم!
میخوام تمومش کنم این بازیووو.............. میخوام هر چی میخوای بدم بت
بیا گاز بگیر.............بیا بکن(بوکون نه ها! بکن!!از کندن میاد)) هر چی میخوای بکن از بدنم..از گوشتم
آهای مگس ها ..اهای مگس های دور شیرینی بیاین جلو..خسته شدم بابا...مثلا دوستید؟ مثلا خیلی هوامو دارید.ریدید!!!
من دیگه حوصله ندارم..بیاین تا میتونید بخورید..که دیگه جونه مبارزه هم ندارم..
اما...
اما..
اما بدونید که اشتباه اومدید.. من شیرینی نیستم من انم.
---------
(ح)وس کردم بد جوری بچه دار بشم....(شومبوس گومبولی)
----------راستی صدام هم مردها!! آخیش ..اما به من چه!شاید هم الان تو لیموزین نشسته!
.خیلی سخته.
.کمرم درد گرفت.
.مچ دستم از کار افتاد..
..مردم از گشنگی.
..چه قدر کثیف دورو برم.
.اما چه حالی میده 10 روز خونه خالی...
-----------
الان نوشت: عاشقتم..دوسستت دارم...وقتی تو بامنی من همه چیز دارم...دیگه هیچی نمیخوام..
اینو میگم ها...------->

---------------------------------------اره عقده ایم------------------------------------------به تو چه!حسود