.......الان..سیگارو گذاشتتم رو لبم................ دوباره پق( همون صدا قبلیه)
دارم نوک سیگارو نیگاه میکنم که با فندک روشنش کنم( چشمام چپ شده)
یک لحظه میترسم..........(تو ذهنم........نکنه معتاد شم..نکنه بابام برسه..نکنه...)
سیگارو میذارم کنار ( باید حواسمو جمع کنم باید تمرکز کنم)
میخونم (چشم چشم دو ابرو دماغ و دهن یک گردو)..سیگار تو دستمه...
دوباره تو دهن..چشما دوباره چپ و یک بار دیگه (پق)..
وی..............اتیش گرفت..دود کرد....................الان فوت کنم یا بکشم تو!!!(بابا مثبت)
......................دود............اوهه..اوههههههههههههههه......اهیهههههیهههههققق..
حالا قهوه
. ایناش ..
یک قلوپ .........ایهههههههههههههههههه(الان زبونم حدود یک متر دراز و قههوه ای شده و موج موجی شده چشمام هم مثله دو تا توپ پینگ پونگ(اگه میخواین همه رو یک جا تصور کنید مراجعه شود به کارتن تام و جری وقتی یک چیزی میفته رو تام)
یک پوک سیگا.................اهههاهههیییییییبثثقفلهالهاههههههههههههیییییییییق
یک قلوپ قهوه...............ااااااایخخخخخخخخخخخخخخخخاوخ اوخ واخ ییییخخخخ
وای چه قدر فکرم روشن شدش.............................................قدمه بعدی چیه؟!
راستی چرا دخترا سیگارو خیلی دوستترتر دارن..!؟

فقط مونده بود دکتر خانواده شییم.................