بعضی وقتها همیشه من یک چیزی میگم که این ناراحت میشه.. بعد این یک چیزی میگه که منو ناراحت کنه اما اونو ناراحت میکنه اون میخواد حاله اینو بگیری حاله منو میگیره من میام جبران کنم حال یکی دیگرو میگیرم یکی دیگه یک حرکتی میکنه که شخص سوم ناراحت میشه ودر صدد جبران بر میاد و تا اخر.....
اصلا میگم نظرمون چیه که یک بمب اتمی بخور سیخ وصاف رو هممون تا تموم شیم. دیگه نه بحثی ..نه مراعاتی(درست نوشتم؟)..نه دودره بازیی نه ..خلاصه از اینها دیگه...
داشتم فکر میکردم که چطور بود یک فیلم مستند در مورد خودم اما از زاویه بالا بسازم که یکی زد پس کلم و گفت چه که نشستی گفتم پس؟ گفت بیا وسط بلرزون گفتم ایول...
من برم بلرزونم ...فیلا
پ.ن: بابا من میگم خانه ام اتش گرفته..منظورم هیچ تمثیل و نماد و هیچی نیست اصلا وقتی خونتون اتیش بگیره نمادی میمون واستون !!!! حالا هی حرفخودتو بزن.
پ.ن: بشدت شدم فراموش........اما من یادمه ها.